آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

142.بازم کیک:دی

1392/3/6 22:27
نویسنده : مامان آرام
217 بازدید
اشتراک گذاری

امروز عصری رفتیم تجریش که برای بابا مرتضی پیراهن بخرم برای سر کارش و برای خودمم مانتو ... برگشتنه تو نیاوران رفتیم یه شیرینی فروشی دیگه:) این یکی کیلویی 40 تومن میگیره برای کیک ... چه سفارشی چه غیر سفارشی ... قیمتش معقولتر از اونه ولی بازم فکر کنم گرونه هنوز:دی در راستای امتحان کردن بازم دو تا شیرینی گرفتم - فکر کنم تا روز تولدت من میترکم:دی - خیلی دوست داشتم مزه شو ... جفتشونو ... حالا ببینیم بالاخره به کی سفارش میدیم:)

امروز به شیوه ی بانمکی 4 دست و پا میری! دستات که همون مثل قبله ولی پاهات رو خیلی بانمک میذاری ... رو زانو راه نمیری رو سرپنجه میری ... خیلی باحاله:*

دیروز مامانی میگفت همش دروازه باز میکنی نکنه دایی آرش ش داره میاد؟ وای یعنی میشه؟ دلم براش خیلی تنگ شده:( ولی بعید هم نیست که بیاد! نمیدونم چرا ته ته دلم روشنه که تولدت دایی آرش هم اینجاس:*

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

زهرا
7 خرداد 92 17:37
چه هوس انگیز !!!

دلم آب افتاد ...



ان شاالله که چشمت روشن میشه مامان آرام !


ایشالاااااااااااااااااااا
هانی
7 خرداد 92 19:36
آرام مواظب قند خونت باش عزیزم...
قربون 4دست و پا رفتنش ...ایشالا دایی ارش هم میاد...چشمتون روشن میشه


مرسی خاله
lمونا
9 خرداد 92 14:25
ارام !
نکن این کارا رو با من .من دلم از اینا میخواد .
اسم قنادی و ادرسش رو میخوام .من همین الان چیز کیک گذاشتم تو فر . منم به زودی خواهم ترکید .رژیم هم که فراموش شد


قصدم اینه که تنهایی نترکم مونا:دی این تو نیاوران ه ... از تجریش که میای سمت نیاوران یه پمپ بنزین هست - نرسیده به شهرکتاب - بعد از پمپ یه مغازه ی سه گوشی سر نبش خیلی کوچولوئه ... باید دقت کنی ببینیش